تغییر ذهنیت پولی

من می خواهم  یک راز کوچک را با شما در میان بگذارم. هرکس به طریقی برای بدست آوردن پول تلاش می کند. این مهم نیست که چقدر درآمد کسب می کنیم. هیچ کس ایمن نیست! ما این را درک نمی کنیم زیرا صحبت کردن درباره آن  خیلی نامفهوم می باشد. بنابرین ما فکر می کنیم که تنها کسی هستیم که تلاش می کند.

این من بودم! من در رشته مالی در دانشگاه تحصیل کردم و پس از آن در خدمات مالی مشغول به کار شدم. و هنوز هیچ چیز در مورد پول نمیدانستم. زمانی که تحقیق خود را در مورد پول آغاز کردم و چیزهایی که د گرفتم را به اشتراک گذاشتم ؛ دیگران این را با من مطرح کردند که آنها هم با چنین مسائلی مواجه هستند.

درحالی که خیلی از ما آموزش واقعی مخصوص مسائل مالی را نمی بینیم که ما را برای معاملاتی که هر روز انجام می دهیم آماده کند ، ولی من متوجه شدم که برخی از آنها واقعا ساده هستند. پایه و اساس آنها ریاضی است.

پول ورودی – پول خروجی = ساخت ثروت ، از دست دادن پول یا ماندن در جای فعلی

اما اگر واقعاً اینقدر آسان بود متوسط مردم باید بیشتر از ۴۰۰ دلار ذخیره کنند. بله ، این یک آمار واقعی است. متوسط مردم در هر رده سنی کمتر از ۴۰۰ دلار ذخیره می کنند.

چرا اکثر ما می دانیم که چه کاری را باید انجام دهیم ولی نمی توانیم آن را عملی کنیم؟ این مربوط به تفکر پولی ماست.تفکر پولی ما از نگرش های ما و اعتقادات ما در خصوص پول و خودمان سرچشمه می گیرید. این فاکتورها رابطه پولی ما و نتایجی که می بینیم را رقم می زنند ، زیرا هر آنچه در مورد یک چیز فکر می کنیم به همان شکل با آن تعامل میکنیم.

در اینجا دو نوع تغییر نگرش ذهنی وجود دارد تا رابطه شما را با پول بهبود ببخشد :

تغییر ذهنیت در مورد پول

۱- زبان مورد استفاده ما

زبانی که ما در مورد پول استفاده می کنیم واقعا مهم است. وقتی ما اهداف مالی خود را به جای اعمالی که ما را محدود می کنند به اعمالی که دوست داریم تغییر می دهیم دستیابی به هدف خیلی راحت تر می شود. اصل موضوع در مورد زبان ، تغییر و بهبود آن می باشد.

عبارت ” نمی توانم بپردازم ” که ما آن را همه جا می شنویم یک مثال واضح است. ” آرزو می کنم که بتوانم به تعطیلات بروم اما نمی توانم هزینه آن را بپردازم ” یا ” نمی توانم آن لباس جدید را بخرم “. این عبارت رفتار ما را کاملاً تحت تاثیر قرار می دهد ، زیرا از محل کمبود و فقدان می آید. ما به این صورت خود را فریب می دهیم که چیزی را میخواهیم اما نمی توانیم آن را داشته باشیم. ما بلافاصله احساس محرومیت میکنیم.

وقتی چیزهایی وجود دارند که ما نمیتوانیم مبلغ آنها را پرداخت کنیم ، در بسیاری از موارد با پرداخت نکردن پول برای چیزهای دیگر یا با استفاده از پس انداز کردن و تامین مالی می توانیم آنرا تهیه کنیم. پس این ما هستیم که انتخاب می کنیم آن چیز را نخریم.

این طرز بیان در مورد موضوع بسیار قدرتمند است و معمولاً صحیح است. ما انتخاب میکنیم که به آن سفر نرویم یا آن مبلمان جدید را نخریم زیرا اینها ما را از رسیدن به اهداف دیگرمان دور می کند یا در وضعیت مالی استرس زا قرار می دهد.

وقتی شما انتخاب می کنید که نمیخواهید کاری را انجام دهید ، این از محل قدرت و فراوانی می آید. ( اندیشه پولی سالم ) شما دارید گزینه های خود را سبک و سنگین می کنید و جایگزین آنها را انتخاب می کنید که برای شما خوشحالی طولانی مدتی را به ارمغان می آورد.

۲- بیش از حد

ذهنیت ما بصورت پیش فرض در مورد پول محدود است. وقتی ما در یک ذهنیت محدود قرار داریم چیزی که بدست می آوریم هیچگاه کافی نخواهد بود. همیشه چیزهای بیشتر و تجربیات بیشتری وجود دارد که ما میل بدست آوردن آنها را داریم بنابرین ما همیشه دوست داریم بیشتر بدست بیاوریم.

اکثر ما دوست داریم که دو برابر حقوقمان را دریافت کنیم. نه تنها آن را دوست داریم بلکه باور داریم که این راه حل تمام مشکلات مالی ما است. اگر حقوق شما دو برابر شود شما می توانید هزینه چیزهایی که میخواهید را بپردازید ، شروع به صرفه جویی می کنید یا در نهایت از بدهی های خود خارج می شوید. این یک توهم است.

طبق مطالعه ای که در دانشگاه ویندربیلت انجام شد ، نرخ ورشکستگی در میان برندگان قرعه کشی چهار برابر جمعیت عمومی است. ظرف سه الی پنج سال بعد از برنده شدن در قرعه کشی بسیاری از افراد در نهایت به جای اول یا حتی بدتر از آن بر می گردند. ما فقط نمی توانیم درآمدمان را بدست آوریم ، این در واقع به ذهن محدود ما بر می گردد پس محدودیت کار نمیکند.

 

منبع : Success